روخیر فان در ویدن، تاثیرگذارترین نقاش قرن 15 در هنر شمال

روخیر دِ لا پاسچور (Rogier de la Pasture) معروف به روخیر فان در ویدن (Rogier van der Weyden ) در بین سال 1339-1400 در تورنه بلژیک به دنیا آمد و در سال 1464 در بروکسل چشم از جهان فروبست. او جز نقاشان مطرح سبک آغازین هنر فلاندر بود. اکثر آثار به جای مانده از او شامل سه­‌لَتی­‌هایی با مضامین مذهبی است که برای محراب­‌های کلیسا کشیده شده و یا پرتره‌­های تک پنلی یا دو پنلی هستند.

فان در ویدن زندگی حرفه‌­ای موفقی را سپری کرد. آثار و نقاشی­‌های او به کشورهایی مانند اسپانیا و ایتالیا فرستاده می­‌شدند و او از درباریان، اشراف، حتی فیلیپ سوم دوک بوورگوندی نیز سفارش نقاشی می­‌گرفت.

پرتره فان در ویدن

پرتره روخیر فان در ویدن، توسط کورتلیس کورت، 1572 میلادی

شهرت فان در ویدن

در نیمه‌­های قرن 15 میلادی محبوبیت فان در ویدن، شهرت یان وان آیک را تا حد زیادی تحت‌­الشعاع قرار داد. با این حال شهرت او تا قرن 17 میلادی ادامه داشت و با تغییر سلیقه و ذائقه‌­ی فرهنگی، او تا اواسط قرن 18 به‌کلی به دست فراموشی سپرده شد.

ازا اواخر قرن 18 میلادی به‌آرامی شناخت و شهرت ویدن بازسازی شد. امروزه او را در کنار رابرت کمپین (Robert Campin) و یان وان آیک جز سه هنرمند بزرگ مکتب فلاندر آغازین به‌حساب آورده و همچنین او را به‌عنوان تأثیرگذارترین نقاش قرن 15 میلادی در شمال اروپا می‌­شناسند.

مانند بسیاری از استادان مکتب فلاندر (مثل پتروس کریستوس و غیره) اطلاعات بسیاری کمی از زندگی فان در ویدن در دست مانده. اطلاعات کم باقی‌مانده از او مربوط به سوابق و نوشته‌­هایی است که به‌صورت تصادفی نامی از او برده­‌اند.

تصلیب مسیح

فرود از صلیب، روخیر ون در ویدن، مادرید، 1435 میلادی

شاخص‌­های سبکی ویدن

اکثر نقاشی­‌هایی که امروزه به او منتسب می‌­شوند، به دلیل نداشتن امضا و یا نام او، بیشتر بر اساس شواهد و استدلال­‌های سبکی است که به او نسبت می‌­دهند.

ویدن بیشتر از مدل‌های زنده برای نقاشی‌­هایش استفاده می­‌کرد و این باعث می‌­شد که بتواند جزئیات چهره را با دقتی خاص ترسیم کند. این مشاهده‌­گری از نزدیک به او اجازه می‌­داد که چهره‌­های ویژه­‌تری را نقاشی کند.

او نیز مانند یان وان آیک برای خاص­‌تر جلوه‌دادن صورت مدل­‌ها عناصری از چهره‌­ی آنها را به گونه‌­ای ایدئال تغییر می‌داد. این کار را به اخص در نقاشی­‌های سه‌­لَتی او می‌­توان مشاهده کرد.

تمام نقاشی­‌های او با رنگ‌­آمیزی غنی و به‌کارگیری رنگ­‌های گرم (زرد و قرمز) همراه است. همچنین برانگیختن حس همدردی یکی از ویژگی‌های مهم تصاویر او است. بیشتر نقاشی­‌های ویدن به دلیل القای حس ترحم و طبیعت­‌گرایی مشهور هستند.

نقاشی‌­های پرتره­‌ی او از علاوه بر نیمه تنه بودن اکثرا به حالت نیمرخ و یا سه‌­رخ هستند. ویژگی مربوط به نیم­­رخ بودن در سه‌­لتی‌­های مذهبی او به کمک صحنه آمده و حس تنش و همدردی بیننده را بیشتر برمی‌­انگیزد.

ویدن در مواجهه با رنگ­‌ها معمولاً از طیف بزرگ و متنوعی بهره می­‌برد. در بهترین آثار او طیف­‌های رنگی به شکل تکرار­ناپذیری در گوشه‌گوشه‌ی تابلو به کار می‌­روند. او حتی یک طیف خاص از رنگ را در دو نقطه از تابلو استفاده نمی­‌کند. این حرف وقتی تعجب‌برانگیز می­‌شود که حتی در مورد رنگ سفید نیز این تنوعِ بی‌­تکرار را مشاهده می‌­کنیم.

نقاشی مسیح و مریم و حواریون

سه‌لَتی براک، موزه لوور پاریس، 1452 میلادی