چالش­‌های هنرمدانی مانند پولایوئولو با امکانات جدید قرن 15

کشف امکانات جدید در دوره‌­ی رنسانس هنرمندان بسیاری را تحت تأثیر خود قرارداد. پرسپکتیو و نمایش آینه مانند تصاویر، دغدغه‌­ای بود که از اواخر قرن 14 شروع و در اوایل قرن 15 به ثمر رسید، اما چیزی که هنرمندان اواسط قرن 15، مانند: آنتونیو پولایوئولو، را به چالش می­‌کشید هضم همین امکانات جدید بود.

چالش جدید شامل این موضوع بود که در نقاشی‌هایی که سعی در واقع‌­گرایی داشتند، مفهوم ترکیب‌­بندی دچار سردرگمی بود. زیرا در صحنه‌­های واقعی روزمره خبری از توازن و ترکیب‌­بندی نیست. این مسئله وقتی سخت­‌تر می­‌شد که قرار بود یک نقاشی قطع بزرگ برای جایی مانند کلیسا کشیده شود. زیرا دیگر سلیقه‌­ی زمانه اجازه­‌ی ترسیم اشکال بر پس‌­زمینه‌­ای طلایی یا رنگی را نمی‌­داد و از طرفی قوانین و زیبایی‌­شناسی مشخصی نیز برای ترسیم اشکال در پیش­‌زمینه، پس‌­زمینه و رعایت پرسپکتیو نیز وجود نداشت.

برای درک بهتر این موضوع در این مقاله، توضیح مختصری از نقاشی شهادت سن سباستین (Martyrdom of Saint Sebastian) اثر آنتونیو پولایوئولو (Antonio del Pollaiuolo) را بررسی می­‌کنیم. این نقاشی یکی از بهترین نمونه­‌هایی است که تلاشی هم از سر ذوق و هم با بهره­‌گیری از قواعد و اصول جدید در جهت حل این چالش انجام می­‌دهد.

نقاشی شهادت سن سباستین

شهادت سن سباستین، آنتونیو پولائولو، گالری ملی لندن، 1475 میلادی

جزئیات نقاشی شهادت سن سباستین

تابلوی پولایوئولو، شهادت سن سباستین را تصویر می­‌کشد. در این نقاشی سباستین را به تنه­‌ی درخت بسته‌­­اند و شش مأمور اعدام او را احاطه کرده‌­اند. این شش مأمور به‌طورکلی یک مثلث متساوی‌­الساقین را تشکیل می­‌دهند، به‌طوری‌که هر مأمور با مأمور دیگر در طرف مخالف، متناظر است.

ترکیب­‌بندی این صحنه به‌قدری واضح و متقارن است که می‌­تواند در نگاه اول برای مخاطب، خشک و بی­‌روح به نظر آید. خود پولایوئولو نیز احتمالاً به این موضوع پی برده بود زیرا تلاش­‌هایی از او برای رفع این مشکل در این نقاشی مشاهده می‌­کنیم.

برای مثال: یکی از مأموران اعدام برای آماده‌کردن تیروکمان خود به‌طرف زمین خم شده و در حال کلنجار است؛ مأمور متناظر او نیز پشت به مخاطب در حال انجام همین کار است. دیگر مأموران حاضر در تصویر نیز همین تناسب را با یکدیگر دارند.

به نظر می‌­رسد که پولایوئولو با این ترفند سعی در ایجاد تحرک و تنش بیشتر صحنه دارد تا به کمک آن خشکی و بی­‌روحی تصویر را از بین ببرد. این ترفند به‌احتمال زیاد خودآگاهانه به‌کاررفته و حس و حال فیگورها را شبیه به یک تمرین ورزشی کرده است.

چالش‌­های پولایوئولو

پولایوئولو احتمالاً برای تصویر کمانداران از یک مدل واحد استفاده کرده است و خیلی دور از ذهن نیست اگر بگوییم که او چنان تحت تأثیر ذوق و توانمندی خود در تصویر کشیدن بدن و عضلات کمانداران بود که از موضوع اصلی تابلو غافل شد.

برای مثال: او برای نمایش پس‌­زمینه از مناظر زیبای توسکانی و پرسپکتیو استفاده کرده اما رابطه‌­ی معناداری بین این پس­زمینه و نیز موضوع اصلی نقاش که سن سباستین باشد، شکل نگرفته است. همین‌طور تپه­ای که سن سباستین بر روی آن اعدام می­شود با هیچ راه و خطی به منظره­ی پس­زمینه متصل نشده است.

این موضوع خود سؤال‌برانگیز است که آیا بهتر نبود که نقاش مانند سنت قدیمی، فیگورها را بر یک پس‌­زمینه‌­ی طلایی نقاشی کند؟

جواب این سؤال اما این است که نمایش فیگور­ها بر یک زمینه­‌ی خنثی و رنگی کاملاً به‌دور از واقعیت بود و باتوجه‌به امکانات و درک جدید در رنسانس که بر بازنمایی آینه‌­وار واقعیت تاکید داشت، دیگر اجازه­‌ی این‌گونه نقاشی کردن را به هنرمندان نمی‌­داد.

وقتی هنر رنسانس شروع به بازنمایی هر چه طبیعی‌­تر تصاویر کرد دیگر راه برگشتی برای استفاده از تکنیک­‌های قدیمی باقی نگذاشت و هضم امکانات جدید خود به یکی از مسائل جدی هنرمندان در نیمه‌ی دوم قرن 15 تبدیل شد.

نقاشی سن سباستین

سن سباستین، تکه‌ای از نقاشی