میکلانجلو و داستان نقاشی کلیسای سیستین

در حدود سال 1506 میلادی پاپ ژولیوس دوم، میکلانجلو بوناروتی (همان میکل‌آنژ) را به رم فراخواند تا مقبره‌ی یادبودی از او، به طوری شایسته‌ی جایگاه والای پیشوای بزرگ مسیحیان باشد، بنا کند. می‌توان تصور کرد که با توجه به ویژگی‌های پاپ ژولیوس که صاحب امکان و اعتبار برای اجرای جسورانه‌ترین پروژه‌های آن دوران بود، چقدر برای میکلانجلو می‌توانست جذاب باشد.

نمازخانه‌ی سیستین

نمازخانه‌ی سیستین، واتیکان

پروژه ناتمام

میکلانجلو با اجازه‌ی پاپ به معادن مرمر شهر کارارا واقع در ناحیه‌ی توسکانی رفت تا سنگ‌های مرمر موردنیاز برای ساخت مقبره‌ی با آن عظمت را فراهم سازد. دیدن بلوک‌های بزرگ مرمر روح او را برای خلق آثاری بی‌نظیر به پرواز در می‌آورد. او شش ماه در کارارا ماند تا در معادن آن تمام سنگ‌های موردنظر خود را خریداری کند، ولی هنگامی که به رم بازگشت، دریافت که اشتیاق پاپ برای انجام این کار بزرگ تا حد قابل‌توجهی کاسته شده است. امروزه می‌دانیم که این که طرح بازسازی کلیسای جدید سن‌پیر یکی از دلایل اصلی این دلسردی بود. زیرا با بازسازی آن دیگر امکان ساختن آرامگاه فراهم نبود.

میکلانجلو در دریایی از یاس غوطه‌ور و به همه‌کس و همه چیز مشکوک بود. او به‌قدری در خیال دسیسه‌چینی برای خود پیش رفت که از ترس مسموم شدن به دست رقبایش خوابش نمی‌برد. این شد که در اوج خشم و نگرانی رم را به مقصد فلورانس ترک کرد؛ همچنین در یک نامه‌ی بسیار تند به پاپ نوشت که اگر خواهان اوست می‌تواند به فلورانس بیاید و دنبالش بگردد.

پاپ خشمگین نشد

بعد از نامه‌ی تند میکلانجلو، باتوجه‌به شخصیت بی‌رحم پاپ، به نظر می‌رسید که دیگر کار او تمام است، اما پاپ از کوره در نرفت و اتفاقاً برای راضی کردن هنرمند جوان با حکومت مرکزی فلورانس شروع به نامه‌نگاری کرد. حکومت مرکزی نیز که بقای خود را در گروی تصمیمات میکلانجلو می‌دید، سعی در متقاعدکردن او برای بازگشت به رم کرد. حکومت فلورانس او را به همراه نامه‌ای به رم فرستادند که در آن ذکر شده بود که این جوان بهترین هنرمند حال حاضر ایتالیا و شاید جهان است و اگر کمی روی خوش و سازش ببیند، خلاقیتی از خود بروز خواهد داد که جهان را به حیرت وادارد.

نقاشی‌های نمازخانه‌ی سیستین

تکه‌ای از نقاشی سقف نمازخانه‌ی سیستین، 1508-1512 میلادی،واتیکان

پروژه­‌ی جایگزین برای میکلانجلو

هنگامی که میکلانجلو به رم بازگشت پاپ مأموریت جدی به سپرد. نمازخانه‌ای در سیستین در واتیکان که به دست پاپ سیکستوس چهارم ساخته شده بود، در سقف قوسدار خود نیاز به نقاشی داشت. دیوارهای این نمازخانه به دست نامدارترین هنرمندان نسل قبل مانند: بوتیچلی، گیرلاندایو و غیره، نقاشی شده بود. پاپ خواست تا سقف این نمازخانه به وسیله‌ی میکل‌آنژ نقاشی شود.

میکل‌آنژ با طرح این موضوع که مهارت اصلی‌اش در مجسمه‌سازی است تا نقاشی، سعی در سرباز زدن از انجام این پروژه داشت، اما وقتی اصرار پاپ را دید راضی شد که طرح نه‌چندان خاص 12 حواری را به کمک دستیارانی از فلورانس نقاشی کند. ولی به ناگاه دست از این کار کشید و درهای نمازخانه را به روی خود بست و یکه و تنها شروع به طراحی سقف این نمازخانه کرد. شاهکاری که او آفرید از لحظه‌ی نمایشش تا به امروز تمام جهان را محو خود ساخته است.

برای هر انسانی بی‌شک این سؤال پیش می‌آید که چگونه انسانی مانند میکلانجلو توانسته است در مدت 4 سال به‌صورت تک‌نفره این پروژه را با چنین خلاقیت عظیمی به نتیجه برساند. او با این کار خود تصور کاملاً جدید از قدرت نبوغ بشری در آفرینش هنری را به آیندگان تقدیم کرد.

نمازخانه‌ی سیستین

فضای داخلی نمازخانه سیستین، سقف در ارتباط با سایر نقاشی‌های دیواری اثر استادان پیشین