چاپ، اختراع دوران‌ساز

در میانه‌ی قرن 15 اختراعی در آلمان صورت گرفت که تاریخ را به قبل و بعد از وجود تقسیم کرد، همچنین بر تکامل هنر و غیر هنر در آینده تأثیر شگرفی گذاشت. این اختراع چیزی نبود جز چاپ. چاپ تصاویر،‌چندین دهه قبل‌تر از چاپ کتاب اتفاق افتاده بود. جزوه‌های کوچک، با تمثال‌هایی از قدیسین و متن دعاها، برای توزیع میان عبادت‌کنندگان (به‌صورت خصوصی) چاپ می‌شد. تکنیک چاپ این تصاویر بسیار ساده بود. این همان روشی بود که بعدها برای چاپ حروفی تکامل یافت.

نقاشی از یک کارگاه چاپ

تصویری از یک چاپخانه چوبی، 1568 میلادی، این شابلون‌ها قادر به تولید 240 چاپ در ساعت بودند

چاپ چوبی

یک شابلون چوبی را می‌گرفتند و با کارد یا مُغار هرآنچه نمی‌بایست روی صفحه‌ی چاپ شده، ظاهر گردد از آن درمی‌آوردند. به‌عبارت‌دیگر، هرآنچه قرار بود در فرآورده‌ی نهایی سفید باشد می‌بایست درآورده می‌شد و هرآنچه قرار بود سیاه باشد، به حالت تیزه‌های نازک در جای خود می‌ماند. نتیجه‌ی کار چیزی شبیه به مهرهای لاستیکی که امروزه از آنها استفاده می‌کنیم، می‌شد.

روش چاپ کردن روی کاغذ هم تقریباً شبیه مُهر زدن امروزی بود: یعنی قسمت‌های برجسته را به مرکب چاپ که از روغن و دوده درست می‌شد، آغشته می‌کردند و روی صفحه‌ی موردنظر فشار می‌دادند. از یک شابلون چوبی می‌توانستند قبل از مستهلک شدن، تعداد زیادی چاپ بگیرند. این فن ساده‌ی چاپ تصاویر را چاپ چوبی می‌نامیدند.

چاپ چوبی بسیار ارزان بود و خیلی سریع عمومیت یافت. برای چاپ مجموعه‌ی از تصاویر که قرار بود به‌صورت یک کتاب منتشر شود، از چندین شابلون چوبی استفاده می‌کردند. کتابی که لازم بود هر صفحه‌اش با شابلون جداگانه‌ای چاپ شود، کتاب چاپ شابلونی نامیده می‌شد.

روش‌های بهینه‌تر

چاپ با حروف متحرک

هنگامی که گوتنبرگ (Johannes Gutenberg) اختراع بزرگ خود را به عمل آورد و به‌جای استفاده از شابلون‌های چوبی کامل برای هر صفحه، از حروف متحرکی استفاده کرد که در یک قاب کنار یکدیگر قرار می‌گرفتند، کتاب‌های چاپ شابلونی از دور خارج شدند. ولی دیری نگذشت که روش‌های تلفیقی به میان آمد که متن چاپ شده با حروف را در کنار یک تصویر چاپ چوبی قرار می‌داد و بسیاری از کتاب‌های نیمه‌ی دوم قرن 15 با چاپ‌های چوبی، مصور شدند.

حروف چاپ

حروف چاپی متحرک ساخته‌ی گوتنبرگ

چاپ با شابلون مسی

چاپ چوب با همه‌ی مزایایش در چاپ تصاویر، شیوه‌ای ناپرورده و ابتدایی بود. کیفیت این چاپ‌های عامه‌پسند اواخر قرون‌وسطی، گاه ما را یاد بهترین پوسترهای زمان خودمان می‌اندازد: خطوط تصویری‌شان ساده است و از وسایل ارزان هم استفاده می‌کنند. ولی هنرمندان بزرگ آن زمان، خواست‌های بلندپروازانه‌ی دیگری داشتند. آنها می‌خواستند مهارت در جزئیات و نیز استعداد‌های خویش را به نمایش گذارند و چاپ چوبی برای این منظور روش مناسبی نبود.

آنها به‌جای چوب از مس استفاده کردند. شیوه‌ی کنده‌کاری روی مس با روش کنده‌کاری روی چوب متفاوت بود. در کنده‌کاری روی چوب، باید فقط خطوطی را که می‌خواهید نشان داده شود باقی بگذارید و بقیه چوب صفحه را بردارید.

در کنده‌کاری روی مس، یک مُغار را برمی‌دارید و آن را با فشار روی شابلون مسی می‌کشید و خطوط موردنظر را روی آن حک می‌کنید. خطوطی که بدین‌وسیله روی سطح فلز ایجاد می‌شوند، رنگ یا مرکب چاپ را که روی شابلون پخش می‌کنید، به خود می‌گیرند؛ بنابراین شما ابتدا سطح شابلون مسی خود را با مرکب چاپ می‌پوشانید و بعد از آنکه مرکب در شیارهای ایجاد شده قرار گرفت، سطح روی شابلون مسی را پاک می‌کنید. حال اگر این شابلون را محکم بر روی یک صفحه‌ی کاغذ بفشارید، مرکب باقی‌مانده در شیارها به کاغذ منتقل می‌شود و بدین ترتیب یک صفحه‌ی چاپ‌شده به دست می‌آید.

به‌عبارت‌دیگر، شابلون مسی، نگاتیو شابلون چوبی است. در شابلون چوبی، خطوط چاپ شونده به‌صورت برآمده باقی می‌مانند، درحالی‌که در شابلون مسی، خطوط چاپ شونده به‌صورت شیار از شابلون کنده می‌شوند. حال هرچقدر هم که حکاکی روی مس و عمق و درشتی خطوط موردنظر، کار دشواری باشد، مسلماً هنگامی که در این حرفه تسلط لازم را کسب کنید، بهتر از چاپ چوبی، می‌توانید جزئیات و ظرایف را در چاپ از کار درآورید.

پرتره یوهانس گوتنبرگ

پرتره یوهانس گوتنبرگ